تبليغاتX
....::::๑۩۞۩๑ پادشاه ๑۩۞۩๑::::.... - داستان
سرگرمی/دانلود/هک/ترفند/فیلتر شکن/موزیک
هوالعزيز روزي مردي خواب عجيبي ديد . ديد که نزد فرشته ها رفته و به کارهاي آنها نگاه مي کند. هنگام ورود دسته اي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند باز مي کنند و آنها را داخل جعبه هايي مي گذارند. مرد از فرشته اي پرسيد : شما داريد چکار مي کنيد؟ فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز ميکرد گفت: اينجا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم. مرد کمي جلوتر رفت. باز دسته بزرگ ديگري از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت مي کنند و آنها را توسط پيک هايي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد: شماها چکار مي کنيد؟ يکي از فرشتگان با عجله گفت: اينجا بخش ارسال است . ما الطاف و رحمتهاي خداوند را براي بندگان به زمين مي فرستيم. مرد کمي جلوتر رفت و يک فرشته را ديد که بيکار نشسته . مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما اينجا چه مي کنيدو چرا بيکاريد؟ فرشته جواب داد : اينجا بخش تصديق جواب است . مردمي که دعاهايشان مستجاب شده بايد جواب بفرستند ولي فقط عده بسيار کمي جواب مي دهند. مرد از فرشته پرسيد:مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده فقط کافيست بگويند : خدايا شکر. خداکنه از اون بنده هايي باشيم که بعد از استجابت دعا هامون خدا را فراموش نکنيم و اگه نمي تونيم از نعمتهاش خوب استفاده کنيم حداقل ازش تشکر بکنيم. الهي! دلي ده که در شکر تو جان بازيم و جاني ده که کار آن جهان سازيم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 14:34  توسط سعید کلاهدوزان  |